X
تبلیغات
جملات زیبا و دلنشین راد - جملات عاشقانه
 خدا " تو " را که می آفرید


 حواسش


 پرت آرزو های من بود !


 شدی همان آرزوی من ...!



http://www.uploadax.com/images/58508001666320401893.jpg




تاريخ : 92/10/14 | 22:31 | نویسنده : راد |

 کاش می شد ...


 تمام داستان های دنیا را


 از دهان تو بشنوم !


 تمام عاشقانه های دنیا را


 تو برایم تکرار کنی !


 اصلا هر چه تو بگویی زیباست !


 می دانی


 کاش می توانستم


 با تمام وجود


 صدایت را در آغوش بگیرم !



http://upload7.ir/images/53651420626278714879.jpg



تاريخ : 92/10/10 | 1:23 | نویسنده : راد |
 می توانم تو را " مال خودم " صدا کنم ؟


 آن وقت


 من اسمم را فراموش میکنم


 و تو هم می توانی مرا


 " مال خودم " صدا کنی !



http://upload7.ir/images/48375654813949137836.jpg



تاريخ : 92/10/08 | 0:27 | نویسنده : راد |

 آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای ...


 که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم


 حالا حق میدهی


 در شعرهایم


 به همین سادگی بگویم


 " دوستت دارم " ؟



http://upload7.ir/images/24503859051319515344.jpg



تاريخ : 92/09/08 | 23:51 | نویسنده : راد |

 نمی دانم شب ها


 من شاعر می شوم


 و تو را غزل باران می کنم


 یا تو بهانه می شوی


 و من


 غزل غزل می بارم ؟!



http://upload7.ir/images/78820414322489270053.jpg



تاريخ : 92/09/05 | 16:27 | نویسنده : راد |

 اگر یک شب جایِ خدا را بگیرم


 مرا با این شکل و شمایل


 این لباس ها...


 توی اتاقت راه می دهی؟


 بعد آرام بگیری و


 فکر کنی خسته ای


  بندِ دلم پاره شود


  با همین دست ها


  برایت...


  شعر دانه کنم


  گردنبند بسازم؟


  پنجره باز بماند


  دمِ صبح... موهایت را


  روی دوشم می اندازی؟


  کدام ستاره را به بالشت سنجاق کنم


  زودتر پلکت سنگینی می کند؟


  چند فرشته دورِ سرت بال بال بزنند


  دل به رویا می دهی؟


  اصلاً هیچوقت گفته بودم


  می خواهم خوابیدنت را تماشا کنم؟


http://upload7.ir/images/14285744572199274735.jpg



تاريخ : 92/09/03 | 23:31 | نویسنده : راد |

  در باران ...


  همه تندتر راه می روند !


  تنها منم که ایستاده ام


  و با چشمانم به تو فکر می کنم !



http://upload7.ir/images/51986919073503718726.jpg



تاريخ : 92/09/02 | 16:26 | نویسنده : راد |
 کدام ابر ...


 از سر تو گذشته


 که من مست بارانم !؟؟


http://upload7.ir/images/57786936128380439063.jpg



تاريخ : 92/09/02 | 15:43 | نویسنده : راد |
 دلم یک بغل " تو " را می خواهد.


 که به جای تلاقی نگاه و سعی بر گریز بی امان


 مرا به اسم کوچکم صدا بزنی !


 و برای دقایقی نه چندان کوتاه


 به یک دونفره دوست داشتنی دعوتم کنی ،


 مرا تنگ در آغوش بکشی


 " آنقدر که نفسم را در نفست پیدا نکنم "


 کمی عقبم ببری


 به چهره ام خیره شوی ،


 و بی اختیار


 یک لب کشـــــــــدار از من فرو ببری


 همین !



http://upload7.ir/images/57746533556799597341.jpg



تاريخ : 92/08/30 | 16:58 | نویسنده : راد |

 خیالت


 مثل چرت صبحگاهی ست !


 همه اش با خودم می گویم ...


 فقط پنج دقیقه دیگر !



http://www.uploadax.com/images/64913387154789772054.jpg



تاريخ : 92/08/20 | 23:24 | نویسنده : راد |
  دارم فکر می کنم


 چقدر خوب می شد ...


 نزدیک صورتم نفس می کشیدی


 می دانی ؟


 من رک تر از آنم که نبوسمت !




http://upload7.ir/images/58456358368958189202.jpg



تاريخ : 92/08/18 | 23:14 | نویسنده : راد |

 کاش باران بودم !


 دقیقاً می گذاشتم


 روزی که چترت را جا گذاشتی


 می باریدم ...!


http://upload7.ir/images/10422689215361249590.jpg



تاريخ : 92/08/14 | 23:13 | نویسنده : راد |

  بهانه هم اگر می گیری ...


  بهانه ی مرا بگیر !


  من تمام خواستن را وجب کرده ام


  هیچکس

 

 هیچکس به اندازه من


  عاشق تو و بهانه هایت نیست !




http://upload7.ir/images/05853312267003252614.jpg



تاريخ : 92/07/07 | 23:44 | نویسنده : راد |

کجای چهار فصل نام تو می گنجد . . .؟

رویش از توست

بهار ، بهانه ، باران هم !

تو ...

فصل پنجم شاعرانه های منی ...!




http://upload7.ir/images/52220135720415861045.jpg



تاريخ : 92/06/16 | 17:57 | نویسنده : راد |

 دلگیر که می شوی دوست دارم تمام جاده ها چالوس من باشند !


  مسیرت را  به گردنم بیندازند ...


 تا بی آنکه از کوله ات، قدم به قدم برایم نشانی بیفتد


  ادامه ات دهم 


  من، رد پایت را از سر راه نیاورده ام !


  که با پاشنه هر سیندرلایی پایکوبی کنم


  من تو را با تمام بی کسی ام کشف کرده ام



  وقتی که چشم هایت


  نگهبان ِرشوه نگیر و خواب آلود ناشناخته هایت بود


  تو را دزدیدم از تقدیر


  و پیش خدا انکار کردم داشتنت را تا


  به بهانه ی عدالت خنده هایت را به مساوات تقسیم نکند ....



http://upload7.ir/images/82124865013809058336.jpg



تاريخ : 92/05/27 | 16:1 | نویسنده : راد |

  تو هر شب بی ادعا در من شعر می شوی . . .



   و من هر روز مغرورانه پز شاعر بودنم را میدهم ...!


http://uploadtak.com/images/i1623_1016154_510151624644.jpg



تاريخ : 92/05/26 | 18:42 | نویسنده : راد |

  دستت را بیاور


  مردانه و زنانه اش را بی خیال


  دست بدهیم به رسم کودکی


 قرار است هوای هم را / بی اجازه داشته باشیم ...!




http://uploadtak.com/images/m694_Avazak_ir0Love_10384.jpg



تاريخ : 92/05/25 | 15:58 | نویسنده : راد |

  "ع ش ق"


   واژه ی غریبیست عشق...


   لحظه ای آبادت میسازد، لحظه ای ویران!


   لحظه ای پادشاهی، لحظه ای گدا


   پر است از فراز و نشیب، دوری و نزدیکی


   تضاد و تفاهم، شک و یقین...


   عجیب قدرتمند است و جادو میکند!


   خانه ات آباد، ویرانگر لحظه هایم


   برقرار باشی در دلم تا همیشه


   ای فاتح شبهای با تو بودنم


   ... ای عشق...



براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد





تاريخ : 92/04/26 | 0:52 | نویسنده : راد |

 

  دلم آرامش دریایی میخواهد !



  که در پس تلاطم موجهایش



  صدای عشق نوازشگر لحظه هایم باشد...



 " دلم تو میخواهد "



  با لبخند یاسی ات....



  که به یکباره مست میکند



  تمام مرا...



  عشق های افراطی بلوغ،



  عزیزم های کلیشه ای،



  وابستگی های کودکانه



  ... نمیخواهم...


   دلم تویی میخواهد که سکوتم را معنی کند...




براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



تاريخ : 92/04/14 | 23:10 | نویسنده : راد |

 

  آه... ای فرشته ی زیبایِ من


   تو که می دانی عاشق ترین قلب دنیا


   در سینه ی کدام شاعر می تپد؟!


   نگران هیچ چیز نباش!


   «سرنوشت حریف عشق نیست»


   آخر چه کسی این افسانه را باور می کند !


   که فقط با یک بوسه ی ساده


   تو زمینی شده ای


   و من...


   بال در آورده ام؟!




براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



تاريخ : 92/04/11 | 21:21 | نویسنده : راد |


  صدایت میزنم ...


   پرستوها لال میشوند .


   نگاهت میکنم ...


   شب رنگش را به چشمان تو میبخشد .


   دست هایت را


   میگیرم ...


   خورشید جلوی پاهای من زانو میزند .


   در آغوشت آمدم ...


   دیگر ادامه ی شعر  یادم رفت....






تاريخ : 92/04/02 | 15:30 | نویسنده : راد |

  دل همین است دیگر ...



  می نشیند برای خودش رویا میبافد .



  آرزوهای بی جا می کند ...



  مثل آرزوی بوییدن عطر گس زنانه ات



  مثل آرزوی بوسه های حریصانه و تکثیر شیرین یک گناه در آغوشت



  مثل عاشقانه تسلیم شدن مقابل هوس هایت !



  مثل ...



  میدانی ! ؟



  باز هم آسمان و ریسمان بافته ام !



  تمامی ماجرا همین است :



  من جز تو هیچ آرزویی ندارم !






تاريخ : 92/03/23 | 14:45 | نویسنده : راد |

بگذار بگویم :



آخر فهمیدم چه ربطی بهم داریم !



که پشت این همه فاصله تا این حد به من نزدیکی ...



" تو ادامه ی وجود منی "



دل من با تو آرام گرفت



این نوشته های گاه و بی گاه



قلب من است برای تشکر از تو



که تمام کج خلقی هایم را تحمل کردی



صبورانه همه ی بهانه گیری هایم را هضم کردی



و آخر هم با همان زنگ صدای همیشگی ...



تسکینم دادی



من نمی دانم چه شد یا از کجا پیدا شدی !



فقط خوب کردی ادامه ی وجود من شدی



 . . . خوب کردی !




براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



تاريخ : 92/03/22 | 15:52 | نویسنده : راد |

از قدرت و زیبایی جوانیت لذت ببر ، و یادت باشه


قدر قدرت و زیبایی جوانیت رو نمیفهمی تا وقتی رنگ ببازه .


اما باور کن 20 ساله دیگه


وقتی به عکسهات نگاه میکنی متوجه میشی



چه امکاناتی در برابرت قرار داشته و چقدر ظاهر دل انگیزی داشتی



" اینو الان متوجه نیستی "


دل نگران آینده نباش


نگران ، نگرانی اونایی باش که ...



ادامه مطلب
تاريخ : 92/03/21 | 19:57 | نویسنده : راد |


  امروز حرفهایم آنقدر شیرین است



  که فکر میکنم ...



  در دهان من تو لب وا کرده ای !



براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



تاريخ : 92/03/17 | 15:4 | نویسنده : راد |

  دلم لحظه ای را می خواهد !



  که تو باشی ...



  همین کنار نزدیک به من



  درست روبروی چشم هایم



  همنفس نفسهایم



  خیره شوم به لبهایت



  دست بکشم به تک تک اعضای صورتت



  بعد چشمهایم را ببندم و ...



  " ببوسمت "



  آن لحظه دنیای من تمام می شود .



 " به خدا که واقعاً تمام می شود "






تاريخ : 92/03/15 | 0:33 | نویسنده : راد |

     آمدی



      و آنقدر



      محو تعبیر رویایم بودم



     که انگار تو را



      در بیداری خواب دیدم



     رفتی



    و تمام اتاقم



    چنان عطر تو گرفت



    که مست یادت دوباره



    به خواب رفتم ...





براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد




تاريخ : 92/02/30 | 23:27 | نویسنده : راد |

 

آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،



"دلم"


بند کفش هایش را نبسته بود!



با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛



که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند



آخر شنیدم که کسی میگفت:



شقایقها هم عاشق میشوند...!!!





براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد




تاريخ : 92/02/30 | 23:19 | نویسنده : راد |


همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم



" روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "



می‌ نوشتم



" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم



که هنوز دوستم داشته باشی‌ "



می‌ نوشتم



در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام



جز ایمانِ به بازگشتِ تو



         امروز می‌‌نویسم



یقینا آمده است



ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها



خانه را که نه



خودم را ترک کرده بودم .



http://asheganeh.ir






تاريخ : 92/02/29 | 15:52 | نویسنده : راد |



         تو مقصری، اگر من دیگر " منِ سابق " نیستم

 

پـس


من را به "مـن" نبودن محکوم نکن !


من


همـانم که درگیـر عشقش بودی


یـادت نمی آید؟


من همانـم


حتی اگر این روزها بویِ بی تفاوتی بدهم ...







تاريخ : 92/02/23 | 0:14 | نویسنده : راد |

صدای نفسهایت مرا می برد به عالم شعر .



می برد تا " رحم کن ای نفس " جبران



می برد تا " بوسه " ی فروغ



می برد تا " ای نوش کرده نیش را ، بی خویش کن با خویش را " مولانا



می بینی ...



یک نفست مرا تا کجاها می برد ...!






تاريخ : 92/02/18 | 23:34 | نویسنده : راد |

 تا امروز از تو نوشتم .



 امشب از عشقت انصراف میدهم !



 سخت است دوست داشتن تو



 خسته ام !!!



 می خواهم کمی استراحت کنم



شاید فردا دوباره عاشقت شدم .




http://uploadtak.com/images/e3257_559893_2108524090570.jpg



تاريخ : 92/02/09 | 23:15 | نویسنده : راد |
  سالهاست کنار همیم ...




  یادت هست ؟



  گاهی زندگی را از چهارچوب نگاه تو می دیدم ،!



  چه زیبا بود دنیای پیش چشمانت ...




  روزگارانی داشتیم ،



  زیبا ، شیرین و گاهی هم تلخ !



  حسرت هیچ کدام را نمی خورم ،




  جز آن شب بارانی



  که حسابش از کل زندگیمان جداست ...





http://uploadtak.com/images/t3691_Avaz4ak_irLove10904.jpg



تاريخ : 92/02/08 | 0:6 | نویسنده : راد |


 تنهایی



 انتظار



 پیاده رو




 هر چه دارم طول دارند .



 دیگر عرضی ندارم !




http://uploadtak.com/images/o5596_normal_1_013.jpg



تاريخ : 92/02/05 | 20:21 | نویسنده : راد |

 به دروغ گفته ام



 به خوابم می آیی !



 تا چشمانم دمی پلک بر هم بگذارند .





http://uploadtak.com/images/z2895_589333_TqB4gQi8.jpg




تاريخ : 92/02/04 | 23:42 | نویسنده : راد |

حالا که می آیی


دیگر شعر نخواهم گفت


  نخواهم نوشت


  میخواهم به همان تک درخت توت خانه ی کودکی هایم بگویم


  بی فصل


  میوه بدهد ... سبز شود


  آن چند پرنده نیز


  آواز خواهند خواند برایمان


  همه دوست ات خواهند شد ..


  و من عاشق تر



http://upload.tehran98.com/img1/tfqxb6iep25uvhylj1qf.jpg




تاريخ : 92/02/04 | 15:44 | نویسنده : راد |


 کسی با نــــــــام



 "تـــــــــــــو" ، دارد در "من"



 گُــــــم می شـــــود کم کم ،



 نکند به سَــــــــرت بزند و



 ســـر زده بــــیـــــایـــــی ،



 بـــــرای خودت مــــی گویـــــم



 نــمـی شـناسی ام دیـــــگر !




http://uploadtak.com/images/y8134_noromal_1_2324.jpg



تاريخ : 92/02/01 | 0:10 | نویسنده : راد |

 

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...



شاید تو همان گمگشته ی ازلی من باشی.



همان نیمه ی گمشده ی روح نا آرامم.



همانی که در طلبش روزگاری هرچقدر گشتم،



نیافتم و ناگزیر ایمان آوردم به افسانه بودنش.



همانی که هرگز نبود



ولی بودنش ناگریز بود و می ارزید به تمام بودنها و داشتنها...



نازنین،



من خسته ام



از این راه طولانی که در طلبت و بی تو پیمودم.



دیگر رمقی برایم نمانده که بخواهم بودنت را اثبات کنم؛



پس مهربانم،



خودت با صبوری بودنت را برایم اثبات کن و باش تا باشم...




http://uploadtak.com/images/d331_normal_41_13.jpg



تاريخ : 92/01/31 | 0:2 | نویسنده : راد |


 همیشه



  هر چه خاطره است



  از دریای شمال به این خانه می‌‌وزد



  چطور می‌‌شود ...



 یک تابستان...


 یک غروب...


 یک ساحل...


 یک نگاه ...


 یک آغوش...


 بشود دنیای یک آدم؟




http://uploadtak.com/images/l6319_13163704274_1.jpg



تاريخ : 92/01/26 | 21:17 | نویسنده : راد |

 امسال بهار بی تو یعنی



 " پاییز "



 تقویم به گور پدرش می خندد ...!




http://uploadtak.com/images/r3852_3_31.jpg



تاريخ : 92/01/19 | 0:52 | نویسنده : راد |

می شود در همین لحظه



از راه برسی و



جوری مرا در آغوش بگیری



که حتی عقربه ها هم



جرات نکنند



از این لحظه عبور کنند؟؟؟



و من به اندازه ی تمام روزهای



کم بودنت



تو را ببویم و



... در این زمان متوقف



سالها در آغوشت زندگی کنم



بی ترس فردا ها...



http://uploadtak.com/images/w5469_60881_10151295661682.jpg


تاريخ : 92/01/16 | 0:16 | نویسنده : راد |

 

  این شعر را همین حالا بخوان



  وگرنه بعدها باورت نمی شود



  هنگام سرودنش چگونه دیوانه وار عاشقت بودم



  همین حالا بخوان



  این شعر را که ساختار محکمی ندارد



  و مثل شانه های تو هربار گریه می کنم می لرزد



  هربار گریه می کنم




  و پیراهن هیچ فصلی خیس تر از بهاری نیست



  که عاشقت شدم ...



 امشب لب رودخانه نشستم و گریه کردم .





http://uploadtak.com/images/w7395_506141_pwBsSvmD.jpg





تاريخ : 92/01/11 | 21:52 | نویسنده : راد |

معذرت خواهی‌، حرمت داره…



یه نفر غرورش و می‌شکنه… بخاطر تو…



از کنار معذرت خواهی‌ ساده رد نشو…








تاريخ : 91/12/28 | 0:46 | نویسنده : راد |

می دانم روزی خواهد رسید



که تو نگاه می کنی و من؛



شعر می گویم...



تو می خندی و من؛



شعر می گویم...



تو راه می روی؛



آواز می خوانی؛



می نشینی؛



و شب ها...



با همان آرامش خاص خودت



به خواب می روی



و من؛



غَــــــزَل می گویم...غَـــــــزَل می شوم...



و تو می شوی اولین و زیباترین؛



کتاب شعرعاشقانه ی تاریخ که نَفَس می کشد ...








تاريخ : 91/12/05 | 0:4 | نویسنده : راد |

بر لب شن های ساحلی ، هماهنگ با تلاطم دریا ...



رها می شوم در آغوش تو ..



صدای هوهوی باد ، همراه با دوستت دارم هایت ، در گوشم می پیچد



و من مست می شوم با قطره ای از دریایی که در آغوشت داری ...






http://uploadtak.com/images/5714_155206_1015143082784.jpg





تاريخ : 91/12/03 | 15:38 | نویسنده : راد |

به حرمت تمام عاشقانه ها



بمان و عاشقی کن



شاید حال دلم خوب شود



کسی چه می داند !!!





 



تاريخ : 91/11/30 | 23:8 | نویسنده : راد |

بعد از من



هیچکس عشق تو را



شاعری نمی کند...







تاريخ : 91/11/29 | 23:41 | نویسنده : راد |

از من مگُذر وقتی از دلم آگاه نيستی ...



از روبرويم به كنارم بيا، دنيا را از چشمان من ببين ...



جوابِ محبت و دلدادگی اين نيست ...



برايم رجز نخوان ...من اهل جنگ نيستم ...



شــــاعرم ...



روح دارم ... احساس دارم ...



خيلی كه بخواهم گرد و خاک كنم



چشمانم خيس می شود، دلم غزلِ غم می سُرايد...



آنوقت بی حضور من و در پس دل به درد آمده ام



حال و روزت ديدنی كه نه ...



ســـــــــرودنيست ....



دنياست...



تو هم يک روز شـــــاعر ميشوی ...







تاريخ : 91/11/28 | 22:27 | نویسنده : راد |

باور کنید که فراموشش کرده ام ...



اما نمی دانم چرا ...



بعضی وقت ها ...



همین که اسمش را می شنوم ...



بی اختیار خاطره از چشمم فرو می ریزد .!.!.!



اشک از ژورس



تاريخ : 91/11/22 | 20:56 | نویسنده : راد |

اعتراف میکنم



این همه واژه را بیهوده هدر می دهم !



باور کن .!.!.!



یک نگاه من ...



جایگزین  تمام این واژه هاست ....




http://www.jazzaab.ir/upload/2/0.210602001315332165_jazzaab_ir.jpg



تاريخ : 91/11/21 | 17:55 | نویسنده : راد |


به چشم هایت بگو ...



آنقدر برای دلم  ..... رجز نخوانند ...



من اهل جنگ نیستم ...



شـــاعـــرم !



خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم  ...



شعری می نویسم  ، آنوقت



اگر توانستی ...



مرا در آغوش نگیر ...



                                                        " راد "





براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



تاريخ : 91/11/15 | 0:36 | نویسنده : راد |

 

سفر را دوست دارم ...

 

 

اما آنگاه که هم قدم تو باشم سوی

 

 

جنگلهای مه گرفته ...

 

 

کنار دریای آرامش لحظه های با تو بودن

 

 

نم نم باران

 

 

و حریق آتشی که ما ساخته ایم از هیزم های خشک

 

 

بوی خاک

 

 

وصدای آرشه ی ویالون من ...

 

 

و صدای دوست داشتنی تو

 

 

که برایم میخوانی

 

 

باز

 

 

ای الهه ی ناز !.!.!






تاريخ : 91/11/14 | 23:55 | نویسنده : راد |


برای من



همین از تو گفتن هاست



زنـــدگـــی ....




تاريخ : 91/11/14 | 17:30 | نویسنده : راد |

گاهی خیالت



آنقدر واقعیت دارد که ...



 داغ می شود پیشانی ام !!!



از داغـی لـبـانـت .!.!.!




             



تاريخ : 91/11/12 | 21:44 | نویسنده : راد |


کاش پیدا شوی.... ببوسمت...... ببویمت



لمست کنم....... کیف کنم.......



دنیا را در وجود زنانه ی تو تعریف کنم......



همین که باشی ای کاش های من تمام میشود....



کاش پیدا شوی از نو متولدم کنی ...




براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

تاريخ : 91/11/10 | 12:2 | نویسنده : راد |

 

غــرور به عـشـق اجـازه رسـوا شـدن نـداد



یــک بــوســه در تـهِ ..تـهِ ..تـهِ قـلـبم مُـــرد




تاريخ : 91/11/10 | 0:33 | نویسنده : راد |


 

قندان خانه را پُر کردم از حرفهایت ...




تو که می دانی



من چای را تلخ دوست ندارم




هوس فنجانی دیگر کرده ام ...




کــمــی بــیــشــتــر بــمــان !!!




http://uploadpa.com/beta/12/gyv8pza9mlggldauc2o7.jpg




تاريخ : 91/11/09 | 17:11 | نویسنده : راد |

 من به کوتاهیِ این ثانیه ها معتقدم!


 

  عشق یک معامله نیست !!!



  ساده  باید گفت:



  دوستت می دارم ...




تاريخ : 91/11/08 | 22:43 | نویسنده : راد |

برای دل خودم می نویسم ...



برای دلتنگی هایم



برای دغدغه های خودم



برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !



برای دلی که دلتنگم نیست ...



برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...



برای خودم می نویسم !



بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!






تاريخ : 91/11/08 | 0:14 | نویسنده : راد |

مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده است ...



تشنه که شدی ...!



مراقب باش !



عجیب وحشی ام  .!.!.!






تاريخ : 91/11/06 | 13:1 | نویسنده : راد |

میشه به چیزهای خوب فکر کنی ؟



: باشه !



خب الان داری به چی فکر میکنی ؟



: به تو 




براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



تاريخ : 91/11/05 | 0:33 | نویسنده : راد |

دیر که جواب میدهی نگران می شوم ...!



می گویند نگرانی ، عشق نیست !



چند روز که صدای خنده هایت را نمی شنوم دلتنگ می شوم ...!



می گویند دلتنگی ، عشق نیست !



به بودنت،به عاشقانه هایت عادت کرده ام ...!



می گویند عادت عشق نیست !



و من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو ...



که می گویند عشق نیست !



تو بگو عشق هست ؟ !



یا عشق نیست ؟ !





براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



تاريخ : 91/11/02 | 21:33 | نویسنده : راد |

  من با تو فاصله ای ندارم !



  مـثـل هـوا



  کـنـارت هـسـتـم ...



  فـقـط ، کـمـی مـرا نـفـس بـکـش



 " حبسم کن درون سینه ات ...! "







تاريخ : 91/10/27 | 23:45 | نویسنده : راد |


 کـسـی چـه مـی دانــد ؟ !



 شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شود ...



 هــوا خـــوب شـــود ...



 عــشــق خــوب شــود ...



 و تـــــو ...




 خــــوب مــن شـــوی !!!





http://uploadpa.com/beta/12/ja34wzshh78giqdtpe0.jpg




تاريخ : 91/10/26 | 17:44 | نویسنده : راد |

 اگـه بـرف بـيــــــاد...



  زمـيـن لـغـزنـده بـشـه...



  تـو پـشـت سـرم بـاشـى...



  مـن سـر بـخــورم...



  تــو بـازومـو بـگـيــرى...



  مـن هـول بـشـم تـو هـول بـشـى...



  عـاشـقـه ايـن هـول شـدنـام...



  اگـه بــرف بـيــــــــــاد...!




http://upit.ir/uploads/13580993001.jpg



تاريخ : 91/10/24 | 21:26 | نویسنده : راد |

 دیـشـب بـه یـادت بـودم !!!



 بـاران مـی بـاریـد ...



 آن عـابـری کـه زیـر بـاران می خـنـدیـد !!!



 مـن بـودم ...






تاريخ : 91/10/24 | 0:0 | نویسنده : راد |

 

  دو قـلـب دارم !



  یـکـی در طـرف ِ چـپ ...



   و دیـگـری در طـرف ِ راسـت ...!



   آغـوشـت را تـنـگ تـر کــن ...



  مـن ایـن تـن ِ دو قـلـب را دوسـت دارم ... !





http://uploadtak.com/images/p674_16791_10151345235962.jpg




تاريخ : 91/10/18 | 18:19 | نویسنده : راد |

   دوسـتـت مـی دارم !!!
 


   اصلاً مى دانى عشق چيست؟



   مــن عـاشـق تــو هـسـتـم ...



   عاشق چشمانى كه اقيانوسى از آرامش را در خود دارند !



   عاشق دستانى كه خداوند،



  نوازش را با الهام از آنها معنا كرده است !



  و عاشق لبخندى كه زيبايى را تمام و كمال به تصوير مى كشد




  دوسـتـت مـی دارم !!!



  اصلاً می دانی عشق چیست؟



  من عاشق تو هستم ...



  عاشق زمينى كه بر روى آن خرامان خرامان راه مى روى !



  عاشق گناهى كه ارتكابش با تو مى تواند



  زيباترين خاطره ى هر آدميزاده اى باشد !!!




  و عاشق نسيمى كه عطر تو را با خود به همراه مى آورد!



  دوسـتـت مـی دارم !!!



  اصلاً مى دانى عشق چيست؟



  من عاشق تو هستم ...



  عاشق قلبى كه براى عاشقى در سينه ات مى تپد !
 


  عاشق محبتى كه در كلامت موج مى زند



  و عاشق تصورى كه از زندگی در ذهن امیدوارت داری!




  دوسـتـت مـی دارم !!!



 اصلاً چه لزومی دارد بدانی عشق چیست؟



  می خواهم به اندازه ای که تو باید عاشقم باشی



   هم دوستت داشته باشم !!!




  بگذار فردا که خاک و خاکستر شدم



  هر دلداده ای که شعرهای مرا می خواند



 زیر لـب بـا خـود بگویـد: او یـک دیــوانه بــود!





تاريخ : 91/10/18 | 15:21 | نویسنده : راد |


  زندگی قصه و حرفیست که شیرینی آن




 خــنــده ی تــوســت ...




 تلخی اش ...




 گــریــه ی تـــو ....




 کاش که پر باشد لحظه هایم همه از خنده ی تو .




 مست هستم از هوایی که نفست در آن میپیچد ...




 نفسم در گیر است لا به لای نفست




 آه چقدر شیرین است طعم نفست !!!






http://uploadtak.com/images/c829_6642_584558548226862.jpg



تاريخ : 91/10/17 | 15:32 | نویسنده : راد |

  هیچ چیزی زیباتر از شخصی نیست


 


  که قلبش شکسته ...




  ولی هنوز به عشق باور دارد !!!







تاريخ : 91/10/16 | 0:5 | نویسنده : راد |


 رهـــایـــم کـــردی



  چـــرا کـــه



  بـرهـنـگـی ات را نـجـویـدم !!!



  بـوسـه هـایـت را نـدریـدم



  …و طعم گس گناه را …نچشیدم !!!



  رهــایــم کـــردی ...



  چــون ؟!



  عـشــق ورزیــدم ...




                                                                                    " راد "







تاريخ : 91/10/12 | 17:19 | نویسنده : راد |


 هــــوای تو به حَتم ابری ست ...



  که به هر زمان هوایــی ات می شوم،



  اتاقم را سیـل می بــرد...



  بــرای خـــودم


  مـــردی شـــده ام !!!


  بــی صــدا گــریــه مــیــکــنـــم


  ایــن روزهــا


  در ســکــوت ســرسـخــت


 
دنـــیــــا


  مـــواظـــبـــم بـــاش


  قـــلـــبــــم هـــنـــوز


 زنـــانــــه مــی تـــپــــد !!!






تاريخ : 91/10/10 | 23:14 | نویسنده : راد |

  مـــی خـــواســـتـــم...



  پــیــش رویـت دنــیــا را بـه زانـو در بـیـاورم



   مـــی خـــواســـتـــم...



  تـمـام بـاغـچـه هـا را بـرایـت اقـاقـی بـکـارم



   مـــی خـــواســـتـــم...



   شــب هـایـت سـتـاره بـاران بـاشـد



   نه بی ستاره ، بارانی



   مـــی خـــواســـتـــم...



   خـوش خـبـر تـریـن قـاصــدک هـا را



   بــرایــت بـه بـاد بـسـپـارم



   مـــی خـــواســـتـــم...



   بـرایـت کـوچـه هـا را گـردگـیـری کـنـم



   آیـنـه هـا را چـراغـانـی...!



   مـــی خـــواســـتـــم...



   «عـــاشــقـــت بـــاشـــم»



   بــبــخـــش



   طـاقــت نـداشـتـی...



   بــبــخــش



  نـــمـــانــــدی !!!





http://uploadtak.com/images/p2425_545357_1015132994695.jpg



تاريخ : 91/10/09 | 20:50 | نویسنده : راد |

 چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود




  انتظــارت را میـکشـــــد چــه شیرین اســـــت




  طعــم پیامکی کــه میگـــوید :

 



  " کجایـی نگران شدم "





تاريخ : 91/10/09 | 20:38 | نویسنده : راد |

  وقت هایی هست که دلم جز به بودنت رضایت نمی دهد !!!




  از کجا " تو " بیاورم ؟!






تاريخ : 91/10/07 | 17:19 | نویسنده : راد |


 هــــوا را هــــــر چــــقــدر نفـــــس بــکــشـــی


  بـــاز هــــــم بـــرای کــشیـــدنش بـــال بـــال میزنی...



  مــثـــل تـــــــــــــو...


  کـــه هـــر چــــقدر کـــه بــاشــی...



  بــاز بــاید بـــاشی!


  مـیـفهــمی چـــــه میگویــــم؟؟!!!



  بـــــــــــــودنـــت مهــــــــــــم ­ اســـت...!!!


خط خطیهای راد           




تاريخ : 91/10/04 | 22:34 | نویسنده : راد |


  حـــــــرف بـــــزن...



  صدایت را دوست دارم



  بگو...  فقط بگو




  چــه فـــرق دارد



  از مـــن ، از تـــو




  از بــــاران



  در آغــوشــم بــگــیــر و در گــوشــم




  از مـــانـــدن بــگـــو



  از دوستت دارم هایی بگو که از شنیدنش دلم بریزد !!




  گـــونـــه هــای خــجــالــتــی یــم رنــگ بــگــیــرد




از  دلبری چشمهایت بگو که چگونه دلم را هوایی کرده




  از هــرچــه خــودت مــیــخــواهـی



  از خـــودت بـــگـــو



  چـــه فــرق دارد از چـــه



  فـــقــــط بـــگــــو



  حـــرف بـــزن


 عاشقانه صدایت را دوست دارم...








تاريخ : 91/10/03 | 0:18 | نویسنده : راد |

 

  ﻣـﺮﺩ ﺑــﺎﯾــﺪ ﻭﻗــﺘــﯽ هـمـسـرش ﻋـﺼـﺒـﺎﻧـﯿـﻪ,ﻧـﺎﺭﺍﺣـﺘـﻪ,



  ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﻭﺍﯾﺴﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﺵ ﺑﮕﻪ :



  ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﻧﯿﮕــــﺎ ﮐﻦ , ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﻧﯿﮕﺎ ﮐﻦ



  ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻥ , ﺑﮕﻮ ﺍﺯ چی ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ




  ﺑﻌﺪ همسرش ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ , ﮔﻠﻪ ﮐﻨﻪ , ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﺑﮑﺸﻪ , ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻪ





  ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺎﯼ ﺯﻧﻮﻧﻪ ﺵ ﺑﮑﻮﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﻐﻠﻪ مرد




  ﺁﺧﺮﺵ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ




  ﻫـﻤـﻮﻧـﺠﺎ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑـﻐـﻠـﺶ ﮐـﻨـﻪ




  ﻧـﺬﺍﺭﻩ ﺗـﻨـﻬـﺎ ﺑـﺎﺷــﻪ




  ﺣـﺮﻑ ﻧـﺰﻧـﻪ ﻫﺎ , ﺗـﻮﺿـﯿـﺢ ﻧـﺪﻩ ﻫـﺎ




  ﮐﻞ ﮐﻞ ﻧﮑﻨــــــــﻪ ﻫﺎ , ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻨﻪ ﻫﺎ




   ﻓﻘﻂ ﻧﺬﺍﺭﻩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﻪ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ




  ﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯿﺸﻮ ﺑﺎ




  ﺳـــﮑﻮﺕ ﺛﺎﺑـــﺖ ﮐـــﻨــــﻪ ...
ﺑـــﺎ ﺑـــﻐـــﻠـــــــﺶ!






تاريخ : 91/10/02 | 17:32 | نویسنده : راد |


 دلـــم مــی خــواهــد نــامـــت را صـــدا کــنـــم ...



  یـــک طــور دیـــگــر



  جـــوری کـــه هــیــچ کــس صــدایــت نـکــرده بــاشـــد



  یــک طـــور کـــه هــیــچ کــس را صــدا نـکــرده بـاشم



  دلـــم مــی خــواهـــد نــامـــت را صـــدا کــنــم ...



  یــک طــور کــه دلـت قرص شود که من هستم



  یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی ...


                                                                                             

           

                                                                                                  "  راد  "



http://uploadtak.com/images/9144_2000.jpg



تاريخ : 91/09/28 | 22:10 | نویسنده : راد |


 هــــر راهـــی را کــــه رفـــتــه بـــاشــــم ...


  هــــر چـــقــــدر هــــم دورتــــر


  کـوتــاه تــریــن اســت بــرای رســیدنِ دوبــاره بــه تــو


  کـــافــــی ســــت کـــه یــکــبـــار دیــــگـــر


  نــــامـــم را صـــدا بـــزنـــی


  بـــر مــــی گـــــردم....





تاريخ : 91/09/26 | 0:23 | نویسنده : راد |


  برایش نوشتم عزیزم برگرد


  برایش نوشتم بهانه است که حالت خوب نیست ...


 اگر بیا یی خواهیدید که حال من خرابتر است ...


  برایش نوشتم نیازی نیست به تعریف اتفاقاتی که افتاده ...


 من برایت خواهم گفت از اتفاقاتی که میتوانست نیفتد


  برایش نوشتم ...


 من انتظار میکشم به سبک خودم همانی که تو غرور میخوانی‌‌اش


و من سکوت ...


  برایش نوشتم نگذار سادگیکودکانه من به بلوغ زودرس برسد ...


  نگذار صداقتم زود بمیرد


  برایش نوشتم


کسیاین نامه را برایت مینویسد که هنوز شبیه خودش است ...


 بازگرد تا دیر نشده


  برایش نوشتم جواب نمیخواهم عزیزم ... برگرد ...


 هنوز حس ما گرم است ... برگرد ...



                                                                      " راد "





تاريخ : 91/09/26 | 0:16 | نویسنده : راد |

 اغلب فکر می کنیم؛


 اینکه به یاد کسی هستیم؛


 منّت ی است بر گردن آن شخص؛


 غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم؛


 این هنر اوست نه ما؛


 به یاد ماندنی بودن؛


 بسیار مهم تر از به یاد بودن است؛


 بــــه یـــــادتـــــم، خـــــوبـــــم ...





تاريخ : 91/09/25 | 16:46 | نویسنده : راد |
 

مهم نیست که بگی خوب مینویسی !!!


 برای من مهم این است که بفهمی و بدانی برای تو مینویسم


 و مهمتر اینکه بخوانی آنچه را که مینویسم ...


و لبخند همیشگی ات را بزنی ، و زیر لب بگویی ، دیوونه ...






تاريخ : 91/09/25 | 0:18 | نویسنده : راد |

 

گاهــی حــ ـس مـی كنـم


 عشـ ــق را نِسیـ ــه به مـ ـن داده ای!


 بی تـابــ ـم !


 نقـ ـد می خــواهـمــ ـت . . .



http://uploadtak.com/images/l8758_20120822153430723.jpg



تاريخ : 91/09/25 | 0:7 | نویسنده : راد |


 چــایــت را تــلــخ نـــنـــوش


  یــک بــارنــگــاهــم کــن،


  تـــمــام قــنــدهــای دلــم را بــرایــت آب مـیـکـنــم ...



http://uploadtak.com/images/x529_530946_4773584889520.jpg




تاريخ : 91/09/25 | 0:4 | نویسنده : راد |

 برای هر کسی یه  اسم تو زندگیش هست


 که تا ابد هر کجایی بشنودش


 نا خداگاه برگرده به همون سمت و بگه


 " جــــــانــــــم "


 چــــرا صـــدام نــمــیـــزنی ...؟؟؟




تاريخ : 91/09/24 | 0:19 | نویسنده : راد |
 

 خـــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــا ....


  خـــیـــلـــی هـــا دلـــمــــو شـــکـــســــتــــن


  شـب بـیـا بـریـم سراغشون


  من نـشـونـت مـیـدم


 تـــــو بــبـــخــشــشــون ...





تاريخ : 91/09/24 | 0:10 | نویسنده : راد |

 

 درســت ...


  مـــثـــل وقـــتـــی کـــه عـــاشـــقـــت شـــدم


  بــــاران مـــی بــــارد،


  فـــــکــــر کــــنــــم


  دوبــــاره یــــکــــی


  عـــاشــــقــــت شــــده !!!



قٍالِبــ و اِسمايلے هاےِ كـــيكــــو



تاريخ : 91/09/21 | 16:56 | نویسنده : راد |

  مردان دین من میگویند :


 " یاد خدا هر گره یی را باز می کند ! "


 خدایا من بی وفا نشده ام که سراغت را نمی گیرم !!!


 فقط گره ی سرنوشتمان را دوست دارم ...




تاريخ : 91/09/20 | 17:11 | نویسنده : راد |


 پاییز که شد؛


 به جُرمِ کم کاری اخراجش کردند؛


 رُفتگری که عاشق شده بود؛


 و برگ ها را قدم می زد و جارو نمی کرد ...



http://upcity.ir/images/86043737211997104503.jpg



تاريخ : 91/09/19 | 17:28 | نویسنده : راد |

 

 تـو چـه مـیفـهـمـی از روزگـارم ....


 از دلـتـنـگـی ام ...


 گـاهـی بـه خـدا الـتـمـاس مـیـکـنـم ...


 خـوابـت را بـبـیـنـم ...


 مـیـفـهـمـی ؟!!


 فـــــقــــــط خـــوابــــــت را !!!




تاريخ : 91/09/19 | 0:12 | نویسنده : راد |

 مـــن..


 عــاشـــق نــيــســـتـــم..فقط گاهي حرف تو كه ميشود..


 دلــم مــثــل ايــنــكــه تــب كــنـــد....گرم و سرد ميشود..


 آب مــيــشـــود... تــنـــگ مــيـشــود..


 ايــن عــشـــق نــيســـت..


 هـــــســـــــت ؟؟؟؟؟ !!!




تاريخ : 91/09/18 | 17:21 | نویسنده : راد |


 اشکها کلماتی هستند که به زبان آوردن آنها بسیار سخت است !!


 گریه ی هر کس به این معنا نیست که او ضعیف است !


 به این معناست که او یــک قــلــب دارد ...







تاريخ : 91/09/14 | 20:29 | نویسنده : راد |


  گاهی نمیشه دست از دوست داشتن یکی برداشت


   حتی وقتی ازش متنفری ...!




تاريخ : 91/09/10 | 22:41 | نویسنده : راد |

 دوست دارم زیر باران باشیم و بدون چتر


  کتم را بکشیم روی سرمان


  آنوقت است که بی پروا هم را بغل می کنیم


  دور از هر فکر و خیال


  چقدر دوست دارم من باشم و تو


  و بـــــاران بـــبـــــارد ...



http://upcity.ir/images/23870347532481894767.jpg



تاريخ : 91/09/09 | 21:2 | نویسنده : راد |

 بگو تمام " تو " مال " من " است ...


 دلم می خواهد حسادت کنم به خودم ...!



文字 情书 唯美图片



تاريخ : 91/09/09 | 20:41 | نویسنده : راد |

  دلم ...


  به عظمت باران برایت دلتنگی می کند !


  امروز عجیب


  بی واژه ، بی حصار می خواهمت !!!




تاريخ : 91/09/06 | 15:41 | نویسنده : راد |

  وقتی کسی رو دوست داشته باشی


  تمام زندگیت میشه اون...


  وقتایی که گریه میکنه باهاش گریه میکنی


  وقتایی که میخنده انگار تمام دنیا رو بهت دادن...


  وقتایی که باهات قهر کرده حاضری هر کاری کنی


  تا زودتر باهات آشتی کنه...


  لحظه هایی که ازت دوره,سخت ترین لحظات زندگیته...


  دیگه به کسی غیر از اون لبخند نمیزنی...


  تو بغل کسی نمیری..


دستاتو تو دستای هیچکس غیر از اون گره نمیکنی...


  تو چشمای هیچکس خیره نمیشی...


  تنهایی هاتو با کسی غیر از اون شریک نمیشی...







تاريخ : 91/09/02 | 17:50 | نویسنده : راد |

 

 بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی.


  دلت بگیره ولی دلگیری نکنی.


  شاکی بشی ولی شکایت نکنی .


  گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن...


  خیلی چیزا رو ببینی ولی ندیدش بگیری


  خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری!


  خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی ....



   خوابگاه دختران فرشتگان 2  ( تداعی )





تاريخ : 91/09/02 | 16:1 | نویسنده : راد |